دو ماهگی
مه یاس جونم مامان ببخش که خیلی وقته نتونسته بیاد و وبلاگت و برات بنویسه خیلی درگیر تو شدم . کم کم داری خانوم میشی و مامان و قشنگ میشناسی از جام که بلند میشم با چشمات دنبالم میکنی و منتظر میمونی تا برگردم. دیوارای خونمون خیلی دوست داری بهشون نگاه میکنی و میخندی و از خودت صدا درمیری و باهاشون حرف میزنی . ماهی های دستشویی را هم خیلی دوست داری تا میبینیشون شروع میکنی به خندیدن و صدا در آوردن.
تازگیا دستهات را هم شناختی و باهاشون بازی میکنی و همش میبری سمت دهنت . یه سری عکس از دو ماهگیت برات میذارم
اولین مسافرتت ( خونه ی مامان عزیز )

اولین خرید (هایپر استار )
توی فروشگاه همه بهت نگاه میکردن و بهت لبخند میزدن و به هم دیگه نشونت میدادن

آتلیه ی مامانی




واکسن دو ماهگیت را هم زدم اولش خیلی نگران بودم ولی خدا را شکر خیلی تب نکردی و زیاد اذیت نکردی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دو ماهگی 
